سـ🌙ـلَآمـمـ🌙ـمـ🌙ـ عـ⭐️ـشـ⭐️ـقـ⭐️ـآ آینـ⭐️ـ وٌبـ⭐️ـلَآگـ⭐️ـ مـ⭐️ـنـ⭐️ـ وٌ آوٌآ جـ⭐️ـوٌنـ⭐️ـ وٌ بـ⭐️ـآ هّمـ⭐️ـ دیگـ⭐️ـهّ کلَی وٌلَآگـ⭐️ـ خـ⭐️ـوٌبـ⭐️ـ دآریمـ⭐
عشق بی پایان {پارت ۱} | Elisa 1405/5/30 | 13:20

سلامممم چطورین بعد مدت ها برگشتم اومدم با ی رمان از لیدی باگ بزن بریم منحرفیه😜

☆مرینت 

اومدم تو کلاس و دیدم جاها عوض شده و ردیف اول خالیه ادرین نبود البته خب ولش الان میپرسم ببینم چیشده

اممم الیا چه خبره نگو باید پیش ادرین بشینم 

&الیا 

اوو نه بابا تو باید اون ته بشینی 

☆خیالم راحت شد

♡ادرین

سلام به همه مرینت رفته ته کلاس بزار برم بشینم پیشش و بهش درخواست بدم که با هم باشیم

☆کارداشتی

♡چه بداخلاق اومدم بشینم کنارت جام عوض شده

☆مجبوریه 

♡اره خانم گفت

☆ اهان باشه 

♡ نشستم کنارش و ساکت موندم 

☆ خانم اومد سلام دادم و شروع به گوش دادن کردم ردیف کناری کسی نشسته بود و هیچ کدوم بچه ها به ما دید نداشتن حواسم نبود و سرگرم شده بودم که یهو دیدم....... 

♡ وقتی حواسش پرت شده بود اروم دستم رو کشیدم لای کصش خیلی حس خوبی دا.... 

☆ چیکار میکنی خجالت بکش

♡از روی شلوار بود مگه لخت بودی تو هم بی جنبه

☆منم یکم حال کردم ولی خب زشته

♡ دوباره حواسش پرت شد و من..... 

☆باز ی دستی لای پام حس کردم و پام رو بستم و کیفمو گذاشتم روز 

♡ جنبه نداریا

☆گمشو 

♡ کلاس تموم شد میخواست بره نزاشتم نگهشداشتم وقتی همه رفتم اونو بلند کردنم و بهش تزکر دارم ساکت بمونه 

☆ مجبور شدم باهاش برم و ساکت باشم منو برد تو ماشین و به سمت خونشون رفت وقتی رسیدیم به باباش گفت...... 

-سلام ایشون کی باشه

♡بابا دوس دخترمه 

-میتونین راحت باشین مزاحمتون نمیشم خدافظ

☆ منو برد تو اتاق و انداختم روی تخت  

♡لباستو درار 

☆اگه نیارم 

♡خودم در میارم 

☆دلم سکس میخواست بلد بودم باید چیکار کنم پس قبل اینکه بیاد بلیزمو دراوردم 

♡خیلی پایه دراورد و اولین نفری بود که میخواستم بکنمش 

☆خم شدم و شلوارش رو در اوردم اونم اومد نزدیکم و بلیزش رو دراورد سوتینم رو در اوردم و.... 

♡جون چه می می های تپل و صورتی نانازی 

☆از رفتارش خوشم اومد و زانو زدم شروع به ساک زدن کردم و می می هام رو بالا پایین میکردم

♡بهترین حس دنیا بود میمی هاش به تخمام میخورد و خودش داشت میخورد

ده دقیقه بعد...... 

☆پاشدم و پشتم رو بهش کردم شرتم رو در اوردم انداختم رو زمین 

♡ یهو دیدم ی کون بزرگ و تپلی سفید و عالی افتاد بیرو..... 

☆بیا جلو وقتی اومد جلو بهش گفتم بچسبه بهم کیرش سیخ شده بود که یهو...... 

♡ کیرم مالیدم به وسط پاهاش و داشتم کصش رو حس میکردم ولی نمیتونستم ببینمش اروم کیرم رو وارد کونش کردم و خودش رو بلند کردم..... 

☆ بلندم کرد و پاهام رو برد بالا ولی نمیتونست کصم رو ببینه منو بالا پایین میکرد و داشت تلمبه میزد تو کونم

ی ربع بعد...... 

☆خسته شدم و بهش گفتم بسه تا برگشت اب بخوره نشستم رو تخت و پاهام رو بستم 

♡ خسته شده بودمو نمیتونستم صبر کنم نشستم کنارش و اون اومد رو پاهام دراز کشید منم می می هاش رو کردم تو دهنم و محکم مک میزدم گاز میگرفتم در حدی که کبو...... 

☆ اححححح هاحححححححححح احجججججججج {جیغ} 

♡ دهنش باز بود و جیغ میزد

☆ جیغغغغغغغغغ.... یهو دیدم ی چیزی وارد دهنمش شد و تا به خودم اومدم دیدم داره زبونش رو به زبونم گره میزنه و لبمو میخوره 

♡هوففف ساکت شد

☆ از رو پاهاش اومدم پایین و رو تخت دراز کشیدم اونم کنارم خوابید و من پاهام رو باز کردم 

♡ بالاخره باز کرد خیلی ذوق داشتم ببینمش ول..... 

☆ تا میخواست ببینه نگهش داشتم و گفتم لبمو بخور 

♡ عاشق مزه لبش بودم پس شروع کردم به خورد

☆همونجوری که داشت میخورد اروم دستشو گرفتم و گذاشتم لای کصم 

♡ دوتا انگشتام رو کردم تو کصش و شروع کردم به مالیدن انگشتام رو میکردم تو در میاوردم کصش رو از بالا به پایین میمالوندم........ 

☆بشین جلوم اینو که گفتم پاهام رو بستم 

♡ وقتی نشستم خودش منو هل داد و نشست روم روی پاهاش نشست و..... 

{به شکلی که دستشویی میکنیم چتلی} 

☆ پام رو باز کردم و گذاشتم ببینه

♡چه کص صورتی و تنگی داری 

☆ خیلی داشت تعریف میکرد اعصابم خورد شد کیرش رو گرفتم و سرش رو میمالیدم به کصم و حسابی داشتم کصم رو کیری میکردم 

♡ خیلی داشت حال میداد ولی پاهاش رو گرفتم و کشیدمش سمت لبم سرش رو گذاشتم کنار کیرمو کیرم رو کردم تو دهنش 

☆ ابم اومده بود ولی داشتم ساک میزدم 

♡ زبونم رو کردم تو کصش شروع کردم به لیس زدن زبونم رو در میاوردم لیس میزدم سرش رو گاز میگرفتمو میکشیدم 

☆ خسته شدم و گفتم بس کنه ولی وحشیانه شروع به گاز........ اححححح یاححححح حاهااااا

♡ تمومش کردم و گذاشتمش رو تخت اروم سمتش رفتم و کیرم رو گذاشتم جلو سوراخش 

☆کیر رو داشت میمالید وقتی حواسم پرت شد کیرش کرد تو کصم شروع به تلمبه زدن کرد

♡ محکم تلمبه میزدم 

☆احححححح یاحححح هایاححححح اوححح ایاححححح

ی ساعت بعد......... 

♡ پاشو لباساتو بپوش 

☆ وقتی لباسامو پوشیدم و اونم پوشید اروم بغلش کردم دست کشیدم لای موهاش و گردنش رو گرفت

♡وقتی این کارو کرد منم دستم رو گرفتم دور کمرش که گفت.... 

☆ عاشقتم ادرین با من باش 

♡منم که واقعا عاشقش بودم گفتم.... منم عاشقتم و گرفتمش محکم چسبوندمش به خودم کیرم رفت لای پاش

☆ ازم لب گرفت و بعد خودم منو به خونه رسوند و رفت

♡خدافظ عشقم

☆ نرو دلم برات تنگ میشه

♡ فردا میبینمت عزیزم

☆باشه خدافظ 

پایانننن 

خیلی خسته شدم بریم برای پارت بعد باییییییی

قدرت گرفته از بلاگیکس ©
درباره وبلاگ

وٌبـ🌙ـلَآگـ🌙ـ مـ🌙ـآهّ سـ🌙ـتـ🌙ـآرهّ

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین: 1
  • بازدید امروز: 8
  • بازدید گوگل امروز: 0
  • بازدیدکنندگان امروز: 3
  • بازدیدکنندگان دیروز: 0
  • بازدیدکنندگان هفتگی: 6
  • بازدیدکنندگان ماهانه: 34
  • کل بازدیدها: 78
  • کل بازدیدهای گوگل: 0
  • کل بازدیدکنندگان: 34
  • عمر وبلاگ: 149 روز