سلامممم چطورین بعد مدت ها برگشتم اومدم با ی رمان از لیدی باگ بزن بریم منحرفیه😜
☆مرینت
اومدم تو کلاس و دیدم جاها عوض شده و ردیف اول خالیه ادرین نبود البته خب ولش الان میپرسم ببینم چیشده
اممم الیا چه خبره نگو باید پیش ادرین بشینم
&الیا
اوو نه بابا تو باید اون ته بشینی
☆خیالم راحت شد
♡ادرین
سلام به همه مرینت رفته ته کلاس بزار برم بشینم پیشش و بهش درخواست بدم که با هم باشیم
☆کارداشتی
♡چه بداخلاق اومدم بشینم کنارت جام عوض شده
☆مجبوریه
♡اره خانم گفت
☆ اهان باشه
♡ نشستم کنارش و ساکت موندم
☆ خانم اومد سلام دادم و شروع به گوش دادن کردم ردیف کناری کسی نشسته بود و هیچ کدوم بچه ها به ما دید نداشتن حواسم نبود و سرگرم شده بودم که یهو دیدم.......
♡ وقتی حواسش پرت شده بود اروم دستم رو کشیدم لای کصش خیلی حس خوبی دا....
☆ چیکار میکنی خجالت بکش
♡از روی شلوار بود مگه لخت بودی تو هم بی جنبه
☆منم یکم حال کردم ولی خب زشته
♡ دوباره حواسش پرت شد و من.....
☆باز ی دستی لای پام حس کردم و پام رو بستم و کیفمو گذاشتم روز
♡ جنبه نداریا
☆گمشو
♡ کلاس تموم شد میخواست بره نزاشتم نگهشداشتم وقتی همه رفتم اونو بلند کردنم و بهش تزکر دارم ساکت بمونه
☆ مجبور شدم باهاش برم و ساکت باشم منو برد تو ماشین و به سمت خونشون رفت وقتی رسیدیم به باباش گفت......
-سلام ایشون کی باشه
♡بابا دوس دخترمه
-میتونین راحت باشین مزاحمتون نمیشم خدافظ
☆ منو برد تو اتاق و انداختم روی تخت
♡لباستو درار
☆اگه نیارم
♡خودم در میارم
☆دلم سکس میخواست بلد بودم باید چیکار کنم پس قبل اینکه بیاد بلیزمو دراوردم
♡خیلی پایه دراورد و اولین نفری بود که میخواستم بکنمش
☆خم شدم و شلوارش رو در اوردم اونم اومد نزدیکم و بلیزش رو دراورد سوتینم رو در اوردم و....
♡جون چه می می های تپل و صورتی نانازی
☆از رفتارش خوشم اومد و زانو زدم شروع به ساک زدن کردم و می می هام رو بالا پایین میکردم
♡بهترین حس دنیا بود میمی هاش به تخمام میخورد و خودش داشت میخورد
ده دقیقه بعد......
☆پاشدم و پشتم رو بهش کردم شرتم رو در اوردم انداختم رو زمین
♡ یهو دیدم ی کون بزرگ و تپلی سفید و عالی افتاد بیرو.....
☆بیا جلو وقتی اومد جلو بهش گفتم بچسبه بهم کیرش سیخ شده بود که یهو......
♡ کیرم مالیدم به وسط پاهاش و داشتم کصش رو حس میکردم ولی نمیتونستم ببینمش اروم کیرم رو وارد کونش کردم و خودش رو بلند کردم.....
☆ بلندم کرد و پاهام رو برد بالا ولی نمیتونست کصم رو ببینه منو بالا پایین میکرد و داشت تلمبه میزد تو کونم
ی ربع بعد......
☆خسته شدم و بهش گفتم بسه تا برگشت اب بخوره نشستم رو تخت و پاهام رو بستم
♡ خسته شده بودمو نمیتونستم صبر کنم نشستم کنارش و اون اومد رو پاهام دراز کشید منم می می هاش رو کردم تو دهنم و محکم مک میزدم گاز میگرفتم در حدی که کبو......
☆ اححححح هاحححححححححح احجججججججج {جیغ}
♡ دهنش باز بود و جیغ میزد
☆ جیغغغغغغغغغ.... یهو دیدم ی چیزی وارد دهنمش شد و تا به خودم اومدم دیدم داره زبونش رو به زبونم گره میزنه و لبمو میخوره
♡هوففف ساکت شد
☆ از رو پاهاش اومدم پایین و رو تخت دراز کشیدم اونم کنارم خوابید و من پاهام رو باز کردم
♡ بالاخره باز کرد خیلی ذوق داشتم ببینمش ول.....
☆ تا میخواست ببینه نگهش داشتم و گفتم لبمو بخور
♡ عاشق مزه لبش بودم پس شروع کردم به خورد
☆همونجوری که داشت میخورد اروم دستشو گرفتم و گذاشتم لای کصم
♡ دوتا انگشتام رو کردم تو کصش و شروع کردم به مالیدن انگشتام رو میکردم تو در میاوردم کصش رو از بالا به پایین میمالوندم........
☆بشین جلوم اینو که گفتم پاهام رو بستم
♡ وقتی نشستم خودش منو هل داد و نشست روم روی پاهاش نشست و.....
{به شکلی که دستشویی میکنیم چتلی}
☆ پام رو باز کردم و گذاشتم ببینه
♡چه کص صورتی و تنگی داری
☆ خیلی داشت تعریف میکرد اعصابم خورد شد کیرش رو گرفتم و سرش رو میمالیدم به کصم و حسابی داشتم کصم رو کیری میکردم
♡ خیلی داشت حال میداد ولی پاهاش رو گرفتم و کشیدمش سمت لبم سرش رو گذاشتم کنار کیرمو کیرم رو کردم تو دهنش
☆ ابم اومده بود ولی داشتم ساک میزدم
♡ زبونم رو کردم تو کصش شروع کردم به لیس زدن زبونم رو در میاوردم لیس میزدم سرش رو گاز میگرفتمو میکشیدم
☆ خسته شدم و گفتم بس کنه ولی وحشیانه شروع به گاز........ اححححح یاححححح حاهااااا
♡ تمومش کردم و گذاشتمش رو تخت اروم سمتش رفتم و کیرم رو گذاشتم جلو سوراخش
☆کیر رو داشت میمالید وقتی حواسم پرت شد کیرش کرد تو کصم شروع به تلمبه زدن کرد
♡ محکم تلمبه میزدم
☆احححححح یاحححح هایاححححح اوححح ایاححححح
ی ساعت بعد.........
♡ پاشو لباساتو بپوش
☆ وقتی لباسامو پوشیدم و اونم پوشید اروم بغلش کردم دست کشیدم لای موهاش و گردنش رو گرفت
♡وقتی این کارو کرد منم دستم رو گرفتم دور کمرش که گفت....
☆ عاشقتم ادرین با من باش
♡منم که واقعا عاشقش بودم گفتم.... منم عاشقتم و گرفتمش محکم چسبوندمش به خودم کیرم رفت لای پاش
☆ ازم لب گرفت و بعد خودم منو به خونه رسوند و رفت
♡خدافظ عشقم
☆ نرو دلم برات تنگ میشه
♡ فردا میبینمت عزیزم
☆باشه خدافظ
پایانننن
خیلی خسته شدم بریم برای پارت بعد باییییییی